راستش را بخواهید، در میان همه بازی‌ها، پویش‌ها، نشست‌ها و پازل‌ها، یک کار بود که تمام غرفه را نورانی کرد:

آموزش قرآن به بچه‌ها.

نه با کلاس خشک و رسمی.
نه با نمره و امتحان.
فقط با صدای کودکی که از ته دل، آیات را زمزمه می‌کند.

🎤 وقتی بچه‌ها برایمان قرآن می‌خوانند…

همین که با صدای کودکانه‌شان، با آن خوندنِ قشنگ و بی‌ریا، قرآن را برایمان می‌خوانند…
واقعاً نوری می‌اندازند توی دل آدم.

نه تظاهری، نه نمایشی. فقط یک کودک، یک قرآن، و دلی پر از آرامش.

در آن لحظه، فهمیدیم که:

«مگه میشه از قرآن گفت، مگه میشه از قرآن شنید و قرآن خوند… و بعدش زندگی‌مون نورانی نشه؟»

نه، نشد. غرفه شجره طیبه در آن شب، زیر نور همان آیات، خانه‌ای روشن بود.

آموزش در غرفه

🌸 مهمان ویژه غرفه: آقای تاروردی زاده گرامی

این حال خوب، یک هدیه آسمانی داشت:
حضور پربرکت «آقای تاروردی زاده» عزیز.

ایشان با مهربانی و حوصله، برای بچه‌ها قرآن تلاوت کردند و
طریقه صحیح خواندن سوره ناس را قدم به قدم به آنها آموزش دادند.

چه لحظه‌هایی!

بچه‌ها با چشمانی پر از ذوق، لب به لب ایشان نگاه می‌کردند و سعی داشتند دقیقاً مانند استاد، کلمات را ادا کنند.

🕊️ قرار ماندگاری در دل‌ها

بچه‌ها آنقدر قشنگ یاد گرفتند و خواندند که…

آدم حس می‌کرد این صداها قرار نیست فقط یک برنامه باشد.
این صداها، قرار ماندگاری در دل‌هاست.

شاید بعضی از این بچه‌ها سال‌ها بعد، معلم قرآن شوند.
شاید همین الان، در خانه، برای خواهر کوچک‌ترشان سوره ناس را زمزمه می‌کنند.

و همه اینها، از همان لحظه ساده غرفه شروع شد؛
از همان یک تلاوت مهربانانه، از همان یک لبخند تشویق‌آمیز.

آموزش قران در جمع بچه ها

گلچینی از دلنوشته مربیان حاضر در غرفه

«اشک توی چشم‌هایم حلقه زد وقتی یک بچه ۷ ساله با لهجه شیرینش «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» را خواند. انگار فرشته‌ای داشت کلمات را ورق می‌زد.»
— یکی از مربیان غرفه شجره طیبه

تشکر ویژه

از آقای تاروردی زاده گرامی بی‌نهایت سپاسگزاریم
بابت این دلگرمی، این حال خوب، و این نوری که در دل بچه‌ها روشن کردید. 🌸🙏

و از همه معلمان و همراهانی که در غرفه شجره طیبه، قرآن را از جلد خارج کردند و وارد قلب کودکان نمودند.

آموزش قران تکی

در «کاووشی نو برای رشد بچه‌ها» باور داریم:

قرآن برای بچه‌ها شیرین است، اگر بدانیم چطور تقدیمشان کنیم.
نه با تحمیل، که با محبت.
نه با ترس، که با لذت.